- هاردی در 27 سالگی شرکت خود را به رشد و درآمد بیش از 50 میلیون دلار رسانده بود.
- او بهعنوان ناشر سابق مجله موفقیت، با بسیاری از رهبران فکری، بزرگان و رهبران کسبوکارها مصاحبه کرده و حجم عظیمی از مطالب مربوط به موفقیت را خوانده بود.
- بهعنوان سخنران و مربی، شخصا به هزاران کارآفرین آموزش داده بود و با داستان زندگی واقعی آنها آشنا بود.
موفقیت سنتی در مقابل تفکر مایکروفری
اغلب ما مدام با داستانهای احساسی و وعده راههای مخفی برای دستیابی یکشبه به ثروت، سلامت، جوانی و غیره بمباران میشویم تاحدیکه اصول ساده موفقیت را فراموش میکنیم. موفقیت حاصل کارهای روزانه خستهکننده، بهظاهر غیرمرتبط و گاهی دشوار است که در طول زمان مرکب و چندبرابر میشود. موفقیت مثل غذایی که در مایکروفر میگذارید، بستهای که یکروزه به دست مخاطب میرسانید یا عکسی که در 30 دقیقه حاضر میکنید، بلافاصله آماده نمیشود (برعکس چیزی که به ما یاد دادهاند). به همین دلیل است که موفقیت معمولا یک نسل را جا میاندازد؛ زیرا وقتی یک بازه طولانی از موفقیت را تجربه میکنیم، نیاز داریم کمی آرام و قرار بگیریم و مدتی کارهای گذشته را انجام ندهیم. حالا وقت این است که ذهنیت دستیابی به نتایج لحظهای و سریع را کنار بگذاریم و روشی را به کار گیریم که واقعا نتیجهبخش است؛ یعنی همان اخلاق کاری سنتی که اجدادمان به آن ارزش میدادند و بر اساس آن زندگی میکردند.شناخت اثر مرکب
اثر مرکب اصل کسب پاداشهای بزرگ از مجموعه انتخابهای کوچک و هوشمندانه است. «انتخابهای کوچک و هوشمندانه + تداوم + زمان = تفاوت چشمگیر». هیچ تغییر مشهودی در کوتاهمدت به وجود نمیآید.
اثر مرکب در واقعیت
هاردی برای روشن کردن موضوع در کتاب اثر مرکب دو داستان ساده؛ اما قدرتمند تعریف میکند:1. پِنی جادویی
کدام مورد بهتر است؟ اینکه همین الان سه میلیون دلار نقد دریافت کنید یا یک پنی جادویی دریافت کنید که ارزش آن هر روز و به مدت 31 روز دو برابر شود؟ اغلب افراد فورا گزینه سه میلیون دلار نقد را انتخاب میکنند. در عوض اگر یک پنی را انتخاب کنید، ارزش آن در طول 20 روز به 5000 دلار میرسد؛ اما این عدد در 31 روز به 10.737.418.24 دلار میرسد که بسیار بیشتر از سه میلیون دلار است.2. سه دوست
فکر کنید این سه دوست شرایط مشابهی دارند. لَری همچنان به کارهای قبلیاش ادامه میداد. اسکات کمی تغییرات کوچک و مثبت روزانه داشت و هر روز 10 صفحه کتاب میخواند، با خوردن آب بهجای نوشابه 125 کالری وزن کم میکرد و 1000 قدم بیشتر راه میرفت. بِرَد چند انتخاب ضعیف داشت. او یک تلویزیون بزرگ خرید تا از برنامههای محبوبش لذت ببرد. دسر بیشتری خورد و هر هفته یک نوشیدنی جدید به فهرست نوشیدنیهایش اضافه کرد. در ماه دهم، هیچ تفاوت چشمگیری بین آنها مشاهده نمیشد. در ماه 25، تفاوتهای قابلارزیابی مشاهده شدند و در ماه 31، تفاوت آنها اوج گرفت و بسیار چشمگیر شد. اسکات حدود 16 کیلو وزن کم کرد، ارتقا گرفت، درآمدش افزایش یافت و ازدواجش موفقتر شد. لَری دقیقا در همان شرایط قبلی بود و از این بابت ناراحت بود. از طرف دیگر، بِرَد 16 کیلو اضافهوزن پیدا کرده بود (در مجموع 30 کیلو چاقتر از اسکات شده بود). او تنبل و بیتحرک شده بود و اعتمادبهنفسش را از دست داده بود، بهرهوریاش در محل کار کمتر شده بود و همسرش را به حال خود گذاشته بود که باعث ناخشنودی هر دو در خانه و محل کار شده بود. اثر مرکب چنین نتیجهای دارد. این مفهوم هیچ تفاوت آشکاری در کوتاهمدت ایجاد نمیکند؛ اما وقتی تفاوتهای آشکار و قابلارزیابی پدیدار میشوند، بلافاصله چندین برابر میشوند.
هر انتخاب باعث رفتاری میشود که سرانجام عادتها را شکل میدهد و این عادتها انتخابهای آینده ما را تقویت میکنند؛ بنابراین، هر تصمیم بر مسیر زندگی شما اثر میگذارد (تصمیم برای خوردن شیرینی یا ازدواج با نامزدتان). انتخابها و اقدامات کوچک و مداوم ما شاید چندان بهچشم نیایند؛ اما در طول زمان مرکب و چندبرابر میشوند.
گامهای کوچک، نتایج بزرگ
وقتی تصمیم میگیریم یک ساعت بیشتر برنامه بیهوده تلویزیون را نگاه کنیم یا یک بسته دیگر چیپس بخوریم، انگار اثر مرکب را در مسیر منفی به کار میاندازیم. اقدامات کوچک شما در مراحل ابتدایی عملا نامرئی هستند و هیچکس آنها را نمیبیند و تحسین نمیکند؛ اما در نهایت، نتیجه بزرگ و چشمگیری میگیرید که اصلا قابلمقایسه با نتیجه تکی آن کارهای کوچک نیست. مثلا، شاید بازیکن شماره یک گلف فقط 1.9 ضربه را بهتر از بازیکن رتبه دهم زده باشد؛ اما جایزه نقدی او 5 برابر جایزه نفر دهم است.اثر موجی و ارزش آینده
هر یک دلاری که امروز هزینه میکنید، برابر با 5 دلار یا کمی بیشتر در آینده است؛ زیرا میتوانستید آن یک دلار را در کاری سرمایهگذاری کنید که با اثر مرکب به شما پاداش دهد. هر تصمیم دیگری هم اثر موجی دارد؛ مثل دسرها و نوشابههای اضافهای که بر میزان انرژی، عزتنفس، کار و ازدواج بِرَد اثر منفی گذاشت. پس دفعه بعدی که یک جنس حراجی 50 دلاری دیدید، از خودتان بپرسید آیا در آینده 250 دلار ارزش دارد یا نه. از روش ارزیابی «ارزش آینده» در همه حوزههای زندگی استفاده کنید.کنترل کامل زندگی را در دست بگیرید
مالکیت 100 درصدی وظایف
وقتی مسئولیت هر اتفاقی که برایتان روی میدهد را میپذیرید (از جمله واکنشها، اقدامات و بیعملیها)، از نقش قربانی خارج میشوید و دوباره کنترل زندگی خود را در دست میگیرید.جذب شانس
در کتاب اثر مرکب توضیح داده میشود که خوششانس یا بدشانس بودن فقط به نگاه شما بستگی دارد. اگر دقیق نگاه کنید، همیشه نوعی شانس در شرایط فعلی شما وجود دارد؛ مثل زندگی در یک جامعه آزاد یا داشتن سرپناه و خانه. در ادامه به 4 عامل خوششانسی اشاره میکنیم:- آمادگی یا رشد شخصی که میزان آمادگی شما برای بهرهبرداری از فرصتها بهمحض پیش آمدنشان را نشان میدهد.
- نگرش یا باورها و ذهنیت که نشان میدهد آیا میتوانید شانس و فرصتها را در اطرافتان ببینید.
- فرصت یا اتفاق خوبی که روی میدهد.
- اقدام یا کاری که برای بهرهبرداری از این فرصت انجام میدهید.
قدردانی و مثبتاندیشی
وقتی موارد مثبت اطرافتان را میبینید و تشخیص میدهید، واکنش متفاوتی دارید و دیگران هم واکنشهای مثبتتری به شما نشان میدهند.هاردی برای دادن یک هدیه غافلگیرانه به همسرش در روز شکرگزاری، به مدت یکسال هر روز یکی از مواردی که در همسرش تحسین میکرد را در دفتری نوشت. وقتی بر ویژگیهای خوب همسرش تمرکز میکرد، رفتار خودش هم در زندگی عوض شد و واکنشهای مثبتتری هم از همسرش دریافت کرد.
اگر مدیر یا رهبر هستید، هفتهای یک ساعت در دفتر بگردید و به کارهای کوچک خوبی که کارمندانتان انجام میدهند توجه کرده و آنها را تحسین کنید.
عادتها ماندگارند
واکنشهای ما در کودکی که بر اساس شرایط آن زمان روی دادهاند، عادتها و روندهایی در ما شکل میدهند که آنها را خودکار و بدون تفکر انجام میدهیم. عادتها مانند نهالهایی هستند که به درخت تبدیل میشوند و هرچه قدیمیتر میشوند، از ریشه درآوردنشان سختتر است. بااینحال، میتوان این شرایط را تغییر داد و کمبود یک توانمندی را با ایجاد عادتهای خوب در خود جبران کرد.بهکارگیری ایده کتاب اثر مرکب
شروع پیگیری
نمیتوانید چیزی که از آن اطلاع ندارید را تغییر دهید. پیگیری، شما را مجبور میکند که نسبت به تصمیمات و عادتهای خود هوشیار و آگاه شوید. در کتاب اثر مرکب هاردی، شما را به چالش میکشد تا فورا حوزهای که میخواهید در آن خیلی موفق باشید را انتخاب کنید و سپس هر کاری که مرتبط با آن حوزه انجام میدهید را پیگیری کنید. این فرایند بسیار خستهکننده است؛ اما هاردی تاکید میکند اگر دنبال کسب نتیجه هستید، باید این کار را انجام دهید. نکاتی که درباره عادتهای خود میفهمید، زندگیتان را دگرگون میکند.دلیل و انگیزه خود را پیدا کنید
اثر مرکب مفهوم بسیار سادهای است و اغلب ما میدانیم باید چه کاری انجام دهیم و از عهده چه کاری برمیآییم. بااینحال، این کارها را انجام نمیدهیم، چون:- قدمهایی که اکنون برمیداریم آنقدر کوچک هستند که به نظر نمیآیند، پس با فرض اینکه مهم نیستند، آنها را متوقف میکنیم.
- رسیدن به نتیجه طول میکشد و ما این کار را در میانه راه رها میکنیم.
- رضایت فوری از یک انتخاب ضعیف (خوردن دوناتهای شکری) بهتر از اثرات ناملموس، منطقی و بلندمدت انتخابهای جدی است.
ارزشهای اصلی
اینها ارزشهایی هستند که از آنها دفاع میکنید و قطبنمای درونی شما هستند. وقتی ارزشهای خود را بهوضوح تعریف کنید، انتخاب از میان گزینههای متضاد راحتتر میشود و از تصمیمتان خشنود و راضی میشوید.دشمن خود را پیدا کنید
دشمنی را تعیین کنید (مثل بیعدالتی، بیصداقتی) که بتواند راهکار مواجهه با چالشهایتان را به شما نشان دهد. اشکالی ندارد اگر دشمن جدی ندارید، همینکه به شما انگیزه حرکت بدهد کافی است.هدفگذاری، اولین اصل اثر مرکب
برای ایجاد اثر مرکب موردنظرتان، اول باید بدانید که میخواهید به کجا برسید. هدفگذاری در واقع فعال کردن قانون جذب است. ذهن شما 99.9 درصد از اطلاعات دریافتی از طریق حواس را فیلتر میکند تا فقط بر موضوعات مهم تمرکز کنید. وقتی اهداف خود را بهروشنی تعریف کنید، ذهن و چشم خود را به ایدهها، افراد و فرصتهای جدید باز میکنید که شاید در غیر این صورت آنها را نبینید. بهجای تمرکز بر کاری که باید انجام دهید، بر فردی که باید باشید تمرکز کنید تا بتوانید موفقیت موردنظرتان را جذب کنید.پرورش عادت
پرورش عادات خوب بهاندازه حذف عادتهای بد مهم است.5 استراتژی کتاب اثر مرکب برای ریشهکن کردن عادتهای بد
سه هدف اصلی خود را بنویسید و سپس هر عادت بدی که مانع پیشرفتتان میشود را مشخص کنید. برای هر یک از این عادتها: 1. عوامل انگیزهبخش را شناسایی کنید. افراد، چیزها، مکانها و زمانهایی که با این رفتارهای بد مرتبط هستند را مشخص کنید. 2. خانه را تمیز کنید. تمام سرنخها و وسایل خانه که به این عادتها ارتباط دارند را حذف کنید؛ مثلا اگر میخواهید سالم غذا بخورید، تنقلات را دور بریزید یا اگر میخواهید هزینهها را کاهش دهید، پرداخت حق عضویت در مجلههای مختلف را لغو کنید. 3. آن را جایگزین کنید. اگر بتوانید این عادت را کاملا کنار بگذارید، ایدهآل است، در غیر این صورت میتوانید آن را با چیزی کمضررتر یا حتی خوب جایگزین کنید؛ مثل جایگزینی یک تخته بزرگ شکلات با شکلاتهای یکنفره و کوچک یا جایگزین کردن چیپس با برشهای هویج. 4. بهتدریج آن را کنار بگذارید. بعضی افراد ترجیح میدهند گامهای کودکانه و آرامی در طول زمان بردارند؛ مثلا بهتدریج مصرف الکل را کاهش دهند. 5. در عادت جدید شیرجه بزنید. دیگران ترجیح میدهند یکدفعه کاری را انجام دهند و یکبار برای همیشه عادتی را کنار بگذارند؛ مانند ترک فوری الکل. حتی میتوانید یک «چک اعتیاد» انجام دهید. مثلا، هر کاری را که در حد متوسط انجام میدهید؛ اما میدانید برایتان خوب نیست؛ مثلا خوردن بستنی، غذای سرخشده یا تماشای برنامههای تلویزیونی بیارزش را در نظر بگیرید. سعی کنید 30 روز از انجام آن خودداری کنید. اگر خیلی در فشار قرار گرفتید، احتمالا عادتی است که ارزش ترک کردن دارد.6 راه کتاب اثر مرکب برای پرورش عادات خوب
ایجاد عادتهای مثبت مثل کاشت درخت است و به زمان، تلاش و تغذیه نیاز دارد. 1. خود را برای موفقیت آماده کنید. اگر میخواهید عادت جدیدی پیدا کنید، باید آن را بهصورت روزانه انجام داده و در روند زندگیتان قرار دهید. انجام این کار را برای خودتان آسان کنید؛ مثلا یک باشگاه ورزشی نزدیک خانه انتخاب کنید یا غذای سالم را در خانه ذخیره کنید. 2. اضافه کنید، کم نکنید. بهجای اینکه به چیزهایی که باید فدا کنید یا کم کنید فکر کنید؛ مثلا کمتر خوردن بستنی یا برگر، به چیزهایی که به دست میآورید یا اضافه میکنید فکر کنید؛ مثل خوردن سالاد سالم و غلات کامل. 3. تصمیم خود را به همه اعلام کنید. اهداف خود را مطرح کنید تا احساس تعهد و مسئولیت بیشتری برای انجام آنها داشته باشید. 4. رفیق موفقیت داشته باشید. تا بتوانید یکدیگر را پاسخگو نگه دارید، با هم روی عادتهای جدید کار کنید و آموختههایتان را ردوبدل کنید. 5. با رقابت دوستانه. کمی انگیزه یا تفریح و سرگرمی به این فرایند اضافه کنید. 6. جشن بگیرید. وقت بگذارید و جشن بگیرید و برای پیروزیهای کوچک به خودتان پاداش دهید.روندها و ریتم کارها
تغییر، دشوار اما ضروری است. بهویژه اگر بخواهید به نتایج استثنایی برسید که دیگران نرسیدهاند. این فرایند به زمان و تلاش نیاز دارد و قطعا لغزشهایی هم دارید. برای کمک به خود، روندها (کارهایی که روزانه و بدون مشکل انجام میدهید) و ریتمهایی ایجاد کنید که از اهداف و عادات جدیدتان حمایت کنند.شناسایی رفتار و عادتها. رفتار و عادتهایی که برای حمایت از اهداف خود نیاز دارید را شناسایی کنید.
روز خود را شبیه فلز نظمدهنده کتاب بسازید. شروع و پایان قوی و استوار داشته باشید.
شروع روز. هاردی روال صبحگاهی خود را معرفی میکند که با تمرین سپاسگزاری شروع میشود: فرستادن انرژی عشق و برکت بهصورت مجازی به دیگران، فکر کردن به هدف شماره یک، 10 دقیقه نرمش، 30 دقیقه خواندن مطلبی مثبت و سازنده، 1 ساعت کار متمرکز و تنظیم دقیق اهداف (مرور اهداف کوتاهمدت و بلندمدت کلیدی قبل از تصمیمگیری درباره 3 اولویت مهم روز).
پایان روز. هاردی معمولا روز خود را مرور میکند، ایدهها یا بینشهای جدیدش را یادداشت میکند و قبل از خواب حداقل 10 صفحه کتاب انگیزشی میخواند.
همه چیز را تازه و بهروز نگه دارید. روال خود را هر هفته، هر ماه یا هر سال تغییر دهید تا کارهای متفاوت و هیجانانگیزی انجام دهید. اگر متوجه شدید کاری دیگر به شما انرژی نمیدهد یا نتیجه ندارد، آن را جایگزین کنید.
ریتم مشخصی داشته باشید. در کتاب اثر مرکب هاردی توصیه میکند در کنار ریتم روزانه زندگی (که ترکیبی از روال و نظم روزانه است)، یک برنامه هفتگی، ماهانه و سه ماهه هم طراحی کنید. باید این موارد را در برنامه خود قرار دهید و به آنها تعهد کامل داشته باشید؛ مانند قرار شام با همسرتان، گذراندن یک روز با خانواده، رفتن به تعطیلات یا تجربه ماجراهای جدید. همچنین، دارن هاردی در کتاب اثر مرکب نشان میدهد که چگونه همه موارد بالا را در دفتر «ثبت روال» بنویسید تا بتوانید رفتارهای جدید خود را پیگیری کنید.
ثابتقدم باشید. اکثر افراد در ابتدای پروژه یا هدف جدید هیجانزده هستند، عجله میکنند، فرسوده میشوند و مجبورند دوباره همه چیز را از نو شروع کنند. چرخههای مکرر شروع و توقف، زمان و انرژیتان را هدر میدهد، هر گونه حرکت و انگیزهای که در خود ایجاد کردهاید را از بین میبرد و شاید بعد از مدتی تسلیم شوید. در عوض، گامهای کوچک و قابلمدیریت بردارید و در آنها ثابتقدم باشید.
حرکت
حرکت، یکی از قدرتمندترین اجزای موفقیت است. اغلب ما در فیزیک آموختهایم که اجسام ساکن در حالت سکون باقی میمانند (مگر اینکه تحتتاثیر یک نیروی خارجی قرار گیرند)، درحالیکه اجسام متحرک تمایل به ادامه حرکت دارند (مگر اینکه توسط یک نیروی خارجی متوقف شوند). غلبه بر سکون اولیه همیشه سختترین کار است؛ اما وقتی حرکت کنید، حتی اگر تلاش کمتری هم داشته باشید، بهراحتی متوقف نمیشوید. یادتان باشد که حرکت هم برای شما کار میکند و هم علیه شما؛ مثلا اگر مراقب نباشید عادتهای بدتان از کنترل خارج میشوند. حالا، اجزای کلیدی برای به حرکت درآوردن اثر مرکب را پیدا کردهایم. نکته مهم، انجام مداوم آنها است تا زمانی که حرکت بزرگ آغاز شود.
سلام با تشکر از مطالب و کتاب های خوب شما.