چرخه طلایی
چرا بعضی از افراد یا شرکتها موفق هستند، در حالی که دیگرانی که تقریبا همان قابلیتها را دارند، از پیشرفت باز میمانند؟ جواب این سوال در الگویی رفتاری و ارتباطی به نام «چرخه طلایی» نهفته است. این الگو سه دایره متحدالمرکز است که دایره بیرونی «چهچیز»، دایره وسط «چطور» و دایره درونی «چرا» را نشان میدهد. همه افراد و سازمانها میدانند چه کاری انجام میدهند (چهچیز). خیلی از آنها میتوانند روش منحصربهفرد، روند اختصاصی یا محتوای محرمانه فروششان را توضیح دهند (چطور)، اما تعداد کمی میتوانند دلیل یا اهمیت کارشان را توضیح دهند (چرا). سودآوری دلیل نیست، نتیجه است. باید اول دلیل تولید یا خلق یک محصول را پیدا کنید. اغلب شرکتها از دایره بیرونی به سمت دایره درونی حرکت میکنند؛ یعنی به شما میگویند که چه میسازند و کارشان را چقدر بهتر از رقبا انجام میدهند و سپس از شما حمایت و تامین مالی میخواهند. شرکت اپل مانند همه رهبران و سازمانهای الهامبخش دقیقا برعکس عمل میکند و اول توضیح میدهد که چرا محصولی را تولید میکند. «تفکر متفاوت» فلسفه وجودی اپل است. اگر به چنین ایدهای ارزش بدهید، احتمالا خریدار محصولات اپل هستید. شاید رقبا محصولاتی بهخوبی اپل تولید کنند، اما پیامشان در جوامع طنینانداز نمیشود. اگرچه دستگاه ضبط ویدئوی تیوو محصول بسیار خوبی بود، اما از نظر تجاری شکست خورد، زیرا پیامش بر ویژگیهای محصول متمرکز بود نه بر باورهای کاربران احتمالی.نکات کلیدی
- «چرخه طلایی» یک الگوی رفتاری و ارتباطی و بهشکل سه دایره متحدالمرکز است. دایره بیرونی کاری است که انجام میدهید. دایره وسطی روش شما برای انجام این کار است و دایره داخلی دلیل انجام کار است.
- اغلب افراد و شرکتها از دایره بیرونی به سمت دایره درونی میروند؛ یعنی اغلب بر کاری که میکنند تاکید دارند و کمی هم به روش کار توجه میکنند، اما تقریبا هرگز دلیل کار را مشخص نمیکنند.
- روش تفکر، اقدام و ارتباط افراد و شرکتهای موثر کاملا برعکس است. یعنی اول هدف یا دلیلشان را مشخص میکنند و بعد سراغ روش و نوع کار میروند.
- اگر میخواهید رفتار افراد را شکل دهید، پیامتان باید با باورهایشان سازگار باشد.
- جذب افرادی که به ماموریت سازمان شما یعنی «دلیل وجودی» آن ایمان داشته باشند، اساس موفقیت است.
خیلی عالی